مرتضى مطهرى
97
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ( 1 ) . هدايت خاص انسان را - كه موضوع علم و سواد و خواندن و نوشتن باشد - جداگانه ذكر كرده است . ممكن است كسى بگويد كه هدايت يك امر جدا از برهان نظم نيست ، چون هدايت مربوط به كار اشياء است ، كسى بگويد نوع كارى كه اشياء انجام مىدهند لازمهء جبرى ساختمان اشياء است ، يعنى مثل اين است كه ما دربارهء اتومبيل در دو قسمت نبايد بحث كنيم : يكى اينكه بگوييم اين اتومبيل يك ساختمان و سازمان منظمى دارد ، ديگر اينكه كارش را چه جور انجام مىدهد ، كارش يك چيز علىحدهاى نيست . اين سازمان اگر اين جور منظم شد ، لازمهء قهرى و جبرىاش همين كارى است كه اتومبيل انجام مىدهد ، يك چيز علىحدهاى نيست . اما نه ، ما اين را مىخواهيم بيان كنيم كه [ هدايت ] زائد بر اين است . اصل هدايت نشان مىدهد كه طرز كار اشياء نتيجهء جبرى ساختمان مادى آنها نيست ، باز يك جاذبه و يك كششى وجود دارد كه همان جاذبه و كشش است كه اشياء را در مسيرى كه مىروند هدايت مىكند ، كه توضيح اين را ما بايد بگذاريم براى جلسهء ديگر . جبر علّيت يك مطلب ديگرى ما اينجا اشاره كنيم و عرايض خودمان را امروز ختم كنيم و آن اين است : يك جملهاى را مكرر شنيدهايد مىگويند « جبر علّيت » . آيا اين درست است يا درست نيست ؟ جبر يعنى ضرورت ، يعنى اجتنابناپذيرى ، يعنى اينكه خلافش محال باشد . آيا اين حرف در عالم درست است يا نه ؟ چنين قوانينى بر عالم حكومت مىكند يا نه ؟ اين را ما بايد براى شما عرض كنيم كه به يك مفهوم ما قبول داريم ، به مفهوم ديگر نه . معمولا كسانى كه مىگويند جبر علّيت ، چون علّيت را منحصر مىكنند به علت فاعلى ، اين جور مىگويند : همين علتهاى فاعلى كه در دنيا هست كافى است براى آنچه كه در عالم واقع مىشود ، نتيجهء جبرى اين علتها وقوع اين معلولهاست . اگر اين را بخواهند بگويند ، ما اين را قبول نداريم . يك وقت است مقصود از جبر در علّيت اين است كه علّيت را تعميم مىدهند به علت فاعلى و علت
--> ( 1 ) . علق / 1 - 5 .